برچسب:
نویسنده: سام حیدری
برچسب:
نویسنده: سام حیدری
برچسب:
نویسنده: سام حیدری
تو باورت میشه در این دنیا رازی فاش نشود و در سینه آدمی نهان باقی بماند؟
به نظر من تمام رازها فاش میشوند و باهربار فاش شدن رازها،صندوقچه شیشه ای مدفون در سینه میشکند....
پس رازها کجا باید روند؟در زیر حفره زبان تا ابد محبوس شوند....
برچسب:
نویسنده: سام حیدری
قدم زدیم بعد برایش یک قاب چوبی خریدیم که نوشته بود:
تمام کن
غم واندوه
سالیان مرا
اما او این هدیه رانفهمید...
در گوشش وسط خشمش گفتم:تمام دنیابازیه
اما اینبار فهمید...
او معنی شعرهارانمیفهمد اما بامن میفهمد اخراو گفتن یادم داد،مادر را میگویم...
برچسب:
نویسنده: سام حیدری
هیچ وقت به این حالت دچار پوچی نشده بودم
ایندفعه نه از روی هیجانه ن احساسات
هر لحظه به مرگ فکر میکنم
به قول شاهین، با تمام وجود غمگینم ...
برچسب:
نویسنده: سام حیدری
برچسب:
نویسنده: سام حیدری
امیدوارم جواب بده
قرار نیس ترغیبش کنم مال من شه
میخوام اون چرای بزرگی که این همه سال تو ذهنم ساخته بود رو داغون کنه
میخوام یبار برای همیشه راحتم کنه
دعا کنید جواب بده
برچسب:
نویسنده: سام حیدری
از یه طرف فشار اون
خستم خیلی خسته
برچسب:
نویسنده: سام حیدری
با همین بیشعوریش خودشو بدبخت کرد و بازم اصرار داره همین رویه رو ادامه بده
ولی ازون بیشعورتر منم که باز تهِ تهِ دلم دوسش دارم
برچسب:
نویسنده: سام حیدری
اتفاقی که باید به وقتش میفتاد نیفتاد
دیگه برام مهم نیس
برچسب:
نویسنده: سام حیدری
برچسب:
نویسنده: سام حیدری
کسی نیس منتظرم باشه کسی نیس براش قلبم بتپه
کسی نیس باهام بخنده کسی نیس باهاش گریه کنم
باید تو زندگی هر کسی یکی باشه که خاص باشه پا به پا باهاش قدم برداره و از هر لحظه بودن کنارش لذت ببره
برچسب:
نویسنده: سام حیدری
حیف شد...
برچسب:
نویسنده: سام حیدری
قرار بود اینجا خاطراتمو بنویسم ولی اینقدر خاطره ندارم که به همین روزنوشت نوشتنمام هم راضی ام
برچسب:
نویسنده: سام حیدری