خرید بک لینک
خواستم بگم تو این دنیای پرهیاهو و جهان شلوغ این روزها،ادمهاهم عوض شدن،پیچیده شدن و بره ها،گرگ شدن و گرگها،بره!!!گفته بودم شدم الیس در سرزمین عجایب و هرروزکه میگذره سرزمینی که توش هستم،عجیب ترمیشه،نمیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام حیدری تاريخ: دوشنبه 6 بهمن 1399 ساعت: 10:16

نگفته بودمت خوشبختی همان جاده ی پرپیچ وخم درچهارفصل از این جهان و رویارویی باانواع حوادث است؟نگفته بودمت خوشبختی شبیه رویاهانیست،حتی شبیه واقعیت نیست وبالواقع شبیه هیچ چیز نیست؟نگفته بودمت تصاحب قلب ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام حیدری تاريخ: دوشنبه 6 بهمن 1399 ساعت: 10:16

پنجشنبه سخت گذشت انقدری که احساس میکنم یک قرن بود!!! سخت ترین اتفاق برای یک دختر وارد شدن به فصل جدیدی اززندگیش یعنی ازدواج و دل کندن از خانه پدری است... پنجشنبه بابا قضیه خواستگاری رو مطرح کرد و ضربادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام حیدری تاريخ: دوشنبه 6 بهمن 1399 ساعت: 10:16

تو باورت میشه در این دنیا رازی فاش نشود و در سینه آدمی نهان باقی بماند؟

به نظر من تمام رازها فاش میشوند و باهربار فاش شدن رازها،صندوقچه شیشه ای مدفون در سینه میشکند....

پس رازها کجا باید روند؟در زیر حفره زبان تا ابد محبوس شوند....


برچسب: رازدانه
+ ۱۳۹۹/۱۰/۲۲ محدثه

برچسب: نویسنده: سام حیدری تاريخ: دوشنبه 6 بهمن 1399 ساعت: 10:16

قدم زدیم بعد برایش یک قاب چوبی خریدیم که نوشته بود:

تمام کن

غم واندوه

سالیان مرا

اما او این هدیه رانفهمید...

در گوشش وسط خشمش گفتم:تمام دنیابازیه

اما اینبار فهمید...

او معنی شعرهارانمیفهمد اما بامن میفهمد اخراو گفتن یادم داد،مادر را میگویم...


برچسب: مامانی
+ ۱۳۹۹/۱۰/۲۸ محدثه

برچسب: نویسنده: سام حیدری تاريخ: دوشنبه 6 بهمن 1399 ساعت: 10:16

نمیدونم چی بنویسم تا بتونم بار غمی که تو دلمه رو بیان کنم

هیچ وقت به این حالت دچار پوچی نشده بودم

ایندفعه نه از روی هیجانه ن احساسات

هر لحظه به مرگ فکر میکنم

به قول شاهین، با تمام وجود غمگینم ...

برچسب: نویسنده: سام حیدری تاريخ: سه شنبه 18 دی 1397 ساعت: 22:00

شدم مثل مریضی که دکترا جوابش کردن و افتاده رو تخت و منتظر مرگشه

برچسب: نویسنده: سام حیدری تاريخ: سه شنبه 18 دی 1397 ساعت: 22:00

آخرش پیام دادم با اکانت خودم

امیدوارم جواب بده

قرار نیس ترغیبش کنم مال من شه

میخوام اون چرای بزرگی که این همه سال تو ذهنم ساخته بود رو داغون کنه

میخوام یبار برای همیشه راحتم کنه

دعا کنید جواب بده

برچسب: نویسنده: سام حیدری تاريخ: سه شنبه 18 دی 1397 ساعت: 22:00

از یه طرف فشار درس

از یه طرف فشار اون

خستم خیلی خسته

برچسب: نویسنده: سام حیدری تاريخ: سه شنبه 18 دی 1397 ساعت: 22:00

اینقدر بیشعوره که برای یبارم جوابمو نداد

با همین بیشعوریش خودشو بدبخت کرد و بازم اصرار داره همین رویه رو ادامه بده

ولی ازون بیشعورتر منم که باز تهِ تهِ دلم دوسش دارم

برچسب: نویسنده: سام حیدری تاريخ: سه شنبه 18 دی 1397 ساعت: 22:00

بعد هفت هشت سال شمارش گیرم اومد ولی چه فایده؟!

اتفاقی که باید به وقتش میفتاد نیفتاد

دیگه برام مهم نیس

برچسب: نویسنده: سام حیدری تاريخ: سه شنبه 18 دی 1397 ساعت: 22:00

امروز ۱۶ دی ماه ساعت ۴:۱۱ اولین بار باهام حرف زد هرچند خودمو معرفی نکردم ولی بازم خوبه

برچسب: نویسنده: سام حیدری تاريخ: سه شنبه 18 دی 1397 ساعت: 22:00

من میخوام از زندگی لذت ببرم ولی نمیشه

کسی نیس منتظرم باشه کسی نیس براش قلبم بتپه

کسی نیس باهام بخنده کسی نیس باهاش گریه کنم

باید تو زندگی هر کسی یکی باشه که خاص باشه پا به پا باهاش قدم برداره و از هر لحظه بودن کنارش لذت ببره

برچسب: نویسنده: سام حیدری تاريخ: پنجشنبه 22 آذر 1397 ساعت: 15:07

بعد از ظهر خوبی بود ولی اگه تیمم برنده میشد بهترم میشد

حیف شد...

برچسب: نویسنده: سام حیدری تاريخ: پنجشنبه 22 آذر 1397 ساعت: 15:07

قرار بود اینجا خاطراتمو بنویسم ولی اینقدر خاطره ندارم که به همین روزنوشت نوشتنمام هم راضی ام

برچسب: نویسنده: سام حیدری تاريخ: پنجشنبه 22 آذر 1397 ساعت: 15:07

صفحه بندی